الغزالي
121
كيمياى سعادت ( فارسى )
تعالى - شما را بيامرزد ؟ بو بكر ( رض ) گفت : « اى و اللّه [ 1 ] ! دوست دارم . » با سر نفقه دادن شد . پس هر كه را از كسى كينى اندر دل شد ، از سه حال خالى نبود : يا مجاهده كند با خويشتن تا با وى [ 2 ] نيكويى كند و اندر مراعات اندر افزايد ، و اين درجهء صدّيقان است ، و يا نيكويى نكند و زشتى نيز نكند ، و اين درجهء پارسايان است ، و يا زشتى كند و نيكويى نكند و اين درجهء فاسقان است و ظالمان . و هيچ قربت عظيمتر از آن نيست كه نيكويى كنى با كسى كه با تو زشتى كند ، اگر نتوانى بارى عفو كن كه فضيلت عفو بزرگ است . رسول گفت ( ص ) : « سه چيز است كه بر آن سوگند توانم خورد : يكى آنكه هيچ مال از صدقه ناقص نشود ، و ديگر هيچ كس عفو نكرد از كسى كه نه خداى - تعالى - وى را زيادت عزّى ارزانى داشت اندر قيامت ، و سديگر هيچ كس در سؤال و گدايى بر خود نگشاد كه نه حق - تعالى - در درويشى بر وى گشاد . و عايشه ( رض ) مىگويد : « هرگز نديدم رسول ( ص ) كسى را مكافات كردى در حقّ خويش ، امّا چون حقّ خداى فرونهادندى خشم وى را نهايت نبودى . و ميان هيچ دو كار او را مخيّر بنكردند كه نه آسانترين بر خلق اختيار كردى ، مگر كه معصيتى بودى . » و عقبة بن عامر ( رض ) همىگويد كه « رسول ( ص ) دست من بگرفت و گفت : آگاه نكنم تو را كه فاضلترين اخلاق اهل دنيا و آخرت چيست ؟ آنكه هر كه از تو ببرد با وى پيوندى ، و هر كه تو را محروم بكند وى را عطا دهى ، و هر كه بر تو ظلم كند از وى عفو كنى . » و رسول ( ص ) گفت كه موسى ( ع ) گفت : « بار خدايا از بندگان تو كه عزيزتر است نزديك تو ؟ » گفت : « آنكه عفو كند با توانايى . » و گفت ( ع ) : « هر كه بر ظالم دعاى بد كرد ، حق خويش باز ستد . » و رسول ( ص ) چون مكّه بگشاد و بر قريش دست يافت - و بر وى
--> [ 1 ] آرى ، سوگند به خدا . [ 2 ] با آن كس كه كينهاش را در دل دارد .